شمس الدين محمد بن محمود آملي

280

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

اگر ساق سطبر باشد و پر گوشت دلالت كند بر ابلهى و بيشرمى و اگر رگها بر ساق باشد دليل بود بر قوت نفس زيرا كه جنس نرينه بر اينصفت‌اند . و اگر استخوان ساق كه نزديك كعبست ركها بر او ظاهر بود و بسيار باشد دليل قوت نفس بود و اگر رانها بسيار گوشت باشد دليل ضعف نفس باشد زيرا كه جنس مادينه چنانست . باب دويم در ترجيح بعضى از اين علامات بر بعضى اگر آن دو عضو كه محل دو خوى مختلفند متساوى باشند در مقدار يا در چگونگى توقف بايد كردن و اگر متفاوت باشند به حسب تفاوت حكم كردن . و ديگر آنكه از احوال درونى اعتبار كنند همچو حال مزاج از گرمى و سردى و ترى و خشگى و همچون احوال سن از كودكى و جوانى و پيرى و آنگه احوال خورش و هواها و شهرها و اقليمها آنگه احوالى كه از مردان و زنان اعتبار بايد كردن آخر الامر مانند گى بديگر حيوانات و در حكم بد اينعلم سه شرط بايد كرد : 1 - چون علاماتى كه ياد كرده شد مفيد يقين نيستند بلكه حاصل از آن غلبه ظن است و شك نيست در آنكه هر چند بر يك چيز علامات و دلايل بيشتر بود ظن قويتر گردد پس بايد كه به يكدليل از ايندلايل و علاماتى كه ياد كرديم قناعت نكند . 2 - آنكه چون اصل در باب فراست در يافتن صور و اشكال و اصوات است و تفاوت در ادراك اين امور واقع بايد تا نيك تامل ننمايد بمدلولات آن حكم نكنند و به مجرد علامات ظاهره قناعت ننمايد . چه نقل است كه در عهد حكيم اقليمون كه صاحب علم فراست است و صانع اينصناعت پادشاهى بود بعلم و عقل موصوف و بديندارى و پارسائى معروف اين